فریادهای دل شکسته یک بلوچ

فریادهای دل شکسته یک بلوچ

فریادهای دل شکسته یک بلوچ

فریادهای دل شکسته یک بلوچ

گفتم غم تو دارم گفتا غمت سر آید

 

 

 

این غصه هم سراید
اگه عاشقی باید تحمل غم عاشقی رو هم داشته باشی. اصلآ بزار خیالت را راحت کنم یوقت دیدی تمام عاشقی همین غمه و بس! راه دراز و پیچ در پیچ، هر کس هم که رفته و رسیده که بر نگشته، اخه کیه که به معشوقش برسه و بعد از اون همه سختی...

حاضر باشه
اونو دوباره ول کنه. خلاصه اینکه هیچ کسی نیست که بشه ازش نقشه راه رو گرفت باید دل داشته باشی قد یه دریا، صبر مثل سنگ صبور و تحمل بینهایت. خون جگره که ادم میخوره.
با خواهش تمنا هم درست نمیشه تا امتحانت رو پس ندی این پرده کنار نمیره و مارا به سراپرده راه نیست

گفتم غم تو دارم گفتا غمت سر آید
گفتم که ماه من شو گفتا اگر برآید
گفتم ز مهرورزان رسم وفا بیاموز
گفتا ز خوبرویان این کار کمتر آید
گفتم که بر خیالت راه نظر ببندم
گفتا که شب رو است او از راه دیگر آید
گفتم که بوی زلفت گمراه عالمم کرد
گفتا اگر بدانی هم اوت رهبر آید
گفتم خوشا هوایی کز باد صبح خیزد
گفتا خنک نسیمی کز کوی دلبر آید
گفتم که نوش لعلت ما را به آرزو کشت
گفتا تو بندگی کن کو بنده پرور آید
گفتم دل رحیمت کی عزم صلح دارد
گفتا مگوی با کس تا وقت آن درآید
گفتم زمان عشرت دیدی که چون سر آمد
گفتا خموش حافظ کاین غصه هم سر آید

نظرات 1 + ارسال نظر
کاوه سه‌شنبه 3 اردیبهشت‌ماه سال 1392 ساعت 10:10 ق.ظ http://harper.blogsky.com

دم تی گرم همشهری
وب خوبی داری

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد