برویم و سنگها را با چهرهی سردشان
از دریاچه شکار کنیم
و آنها را پشت سر کسانی بیفکنیم
که در حال گریزند.ساحل برای آن است
که از قلابی که در قلب است یاد شود
و به پای ماهیهای مرده گُل نثار گردد. برویم و چشمهای غریقان را بجوییم
که در ته دریاچه بههم چشمک میزنند؛
و جرعهای آب نیلیرنگ را
پیش شب ببریم
که بهزودی در ساحل به خواب خواهد رفت.