فریادهای دل شکسته یک بلوچ

فریادهای دل شکسته یک بلوچ

فریادهای دل شکسته یک بلوچ

فریادهای دل شکسته یک بلوچ

فراموشی

ناگزیرم عشقم را فراموش کنم

به خاطر آینده ام

اما در آن حال دیگر هرگز

آینده ام را نخواهم دید!

بایستی عشقم را از یاد ببرم

به خاطر منزلتم

اما دیگر هرگز مرا

منزلتی نخواهد بود!

بایستی عشقم را فراموش کنم

بنا به هزار و یک دلیل کارا

اما دلیلی یگانه

به ذهنم نمی رسد!

بایستی عشقم را فراموش کنم

از سر عشق به کسی که دوستش می دارم!

آیا می توانم؟

آیا به کفایت دوستش می دارم؟

پ.ن:این پستی که گذاشتم یکی از اشعار عاشقانه اریش فرید هستش از کتاب سکوت اینده من است! کتابی که هر وقت چشمم بهش میفته یه خاطره خوب یادم میاد! اشعار این کتاب جوریه که شاید به نظر خیلی ها بی مزه بیاد اما من وقتی که شعرهاش رو میخونم هر بار یه حس متفاوت بهم میده! شاید اونایی که این کتاب رو خوندن حرف منو قبول داشته باشن!

شاد باشید

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد