فریادهای دل شکسته یک بلوچ

فریادهای دل شکسته یک بلوچ

فریادهای دل شکسته یک بلوچ

فریادهای دل شکسته یک بلوچ

بی کسی .....

بی کسی .....

نفس پژمرده در تنگ گلویم

شده زنجیر غم هر تار مویم

نمیدانم گناه از چیست از کیست ؟؟؟؟

خدایا درد خود را به که گویم ...به که گویم...؟؟؟؟ 

خدایا بــــ ـرای بی کسی برگی که از شاخه می افتد
کسی دلش نمی سوزد! 

خوشبختی را دیروز به حراج گذاشتند حیف من زاده ی امروزم. خدایا جهنمت فرداست پس چرا امروز می سوزم‌

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد